|
|
|
|
|
پس بده عشقمو تا برم من واسه جدایی حاضرم که من تنهام , تو بی دردی چرا خون بر دلم کردی یه زندگی فدای تو شد فدای لحظه های تو شد بذار برم فراموشت کنم عزیزم می خوام برم شاید بتونم تو خاطرت زنده بمونم دل من دیگه تو را لایق عشق نمی دونه دل من خسته شده , نمی کشه , نمی تونه تو یه خوابی تمومش کن , بذار واشه چشای من از این راه پر از چاله دیگه بریده پای من |
||
|
+
نوشته شده در جمعه 7 مهر1385ساعت 14:44 توسط آلما
|
|
||