|
|
|
|
|
نمی دونم این همه تفاوت بین دخترا و پسرها به خاطر چیه ؟! تو احساسشون ، طرز تفکر و خیلی چیزای دیگه ! می دونم که خدا خوب می دونسته که هر کدوم چه جوری باید باشه و شاید این تفاوتها لازم باشه ولی ... من دلم واسش تنگ می شه ، خیلی راحت بهش می گم که چقدر دوستش دارم ، نگرانی از دست دادنش کلافم می کنه چیزی توی دلم نیست که ازش بی خبر باشه ولی اون حتی کوچیکترین فکر و دلواپسی و غصه رو توی قلب خودش نگه می داره و به من نمی گه . وقتی نگرانم یا ناراحتم کمکم می کنه آروم بشم ولی وقتی خودش ناراحته چیزی نمی گه و میره تا خودش با این ناراحتی کنار بیاد! می دونم گاهی وقتا که خودم ناراحتم با حرفام همه ذهن و فکرشو داغون می کنم ، ولی خودم خیلی داغون تر از اون میشم .ناراحت کردن کسی که از جون بیشتر دوستش دارم خیلی برام سخته ولی کاش بتونه یه کم منو درک کنه. من می ترسم که اونو از دست بدم !!! خیلی دلم واسش تنگ می شه اگه یه روز سراغمو نگیره انگار تموم دنیا رو سرم خراب می شه . غزل جون منم می ترسم با دلتنگیام خستش کنم .آخه اون مثل من نیست ، اگه دل تنگ هم بشه چیزی بهم نمی گه! همیشه سعی می کنه یه جوری با کاراش بهم بفهمونه که دوستم داره یا براش مهم هستم ولی من دلم می خواد از زبونش بشنوم . می دونم که این کار خیلی واسش سخته و نمی تونه احساساتشو به زبون بیاره ولی من همین جوری که هست دوستش دارم ، حتی اگه دوست داشتنش رو فقط توی اس ام اس هاش بذاره. |
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه 1 مرداد1387ساعت 10:50 توسط آلما
|
|
||