|
|
|
|
|
سلام ، سلام به خودم ،سلام به عشقم ، سلام به همه کسانی که این نوشته رو می خونن! چقدر دلم واسه وبلاگم تنگ شده بود ؛ خیلی وقته که مطلبی ننوشتم . آخرین بار درباره ماجرای عشقم نوشتم .حالا شاید بهتر باشه در مورد عشقم بنویسم . حالا من قلبشو دارم ، قلب کسی که دوستش داشتم و دارم و می دونم که اونم منو دوست داره . جالبه وقتی عاشقی رو تعطیل می کنیم ، اون وقته که عاشق می شیم. من یه وبلاگ دارم پر از شعرای غمگین که عشقو تعطیل می کنه ولی یه قلب دارم پر از عشق . امروز وبلاگ یه گلی خانم رو دیدم به اسم غزل که پر از عشق بود ،احساس کردم خیلی به خودم شبیه . خیلی از نوشته هاشو خوندم . احساسش و همه حرفای دلش مثل خودم بود. چقدرتاسف خوردم که چرا من یه وبلاگ عاشقونه ندارم!!!!!!! امیدوارم هر چی دل عاشقه به عشقش برسه ، به عشقش هم نرسید لااقل به قلب عشقش برسه . جا داشتن تو قلب کسی که عاشقشی خیلی شیرین و لذت بخشه! ولی ترس از دست دادنش خیلی سخته ، حتما غزل جون تو درک می کنی چی می گم! |
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه 1 مرداد1387ساعت 10:2 توسط آلما
|
|
||