|
|
|
|
![]() |
||
|
+
نوشته شده در شنبه 22 مهر1385ساعت 1:30 توسط آلما
|
|
||
|
|
|
|
![]() |
||
|
+
نوشته شده در شنبه 22 مهر1385ساعت 0:3 توسط آلما
|
|
||
|
|
|
|
|
خدا حافظ ....
از این جا که پر از غمه خسته شدم می خوام برم قلبمو که دادم به تو دیگه باید پس بگیرم موندن مرگه ! خداحافظ , دیگه می رم ... اگه یه روز دردای دنیا بریزه تو قلب من ستاره ها خاموش بشن تو آسمون شب من من میمیرم ... دیگه می رم خدا حافظ ... دیگه رفتم , پایان ثانیه منم هر جایی ساعت ببینم عقربه هاشو می شکنم حتی نشد واسه یه بار من بدی هاتو خوب کنم خورشیدو کشتم تا دیگه خودم به جات غروب کنم دل می سوزه ... ازم نخواه بیشتر از این اسیر این قفس باشم هیچی نمونده از دلم خاکستر دو آتیشم ریزه ریزه دل می سوزه , خسته شدم دلم گرفته این روزا غم خونه کرده تو صدام بارون غصه انگاری می باره تو ترانه هام عاشق بودم خسته شدم ... خسته شدم دیگه می رم , گریه نکن به خاطرم دل بیا بریم , از عشق دیگه نگیم درد عشقی که کشیدیم جز خدا به کسی نگیم
|
||
|
+
نوشته شده در جمعه 21 مهر1385ساعت 22:2 توسط آلما
|
|
||
|
|
|
|
|
پس بده عشقمو تا برم من واسه جدایی حاضرم که من تنهام , تو بی دردی چرا خون بر دلم کردی یه زندگی فدای تو شد فدای لحظه های تو شد بذار برم فراموشت کنم عزیزم می خوام برم شاید بتونم تو خاطرت زنده بمونم دل من دیگه تو را لایق عشق نمی دونه دل من خسته شده , نمی کشه , نمی تونه تو یه خوابی تمومش کن , بذار واشه چشای من از این راه پر از چاله دیگه بریده پای من |
||
|
+
نوشته شده در جمعه 7 مهر1385ساعت 14:44 توسط آلما
|
|
||